جمهوري با مدار ولايت فقيه

جمهوري اسلامي ايده علوي

قوانین و مقررات ماسونی
نویسنده : رضا صداقت ننه کران - ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳۱
 


مطالب ذیل از سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی برداشت گردیده است . امیدوارم با این فرقه بسیار خطرناک بیشتر آشنا شوید . لطفا با نظرات خودتان گردآورنده را یاری فرمایید .

ماسونیسم(1) 

(ماسون) یعنی بناء(2). 

ماسونیسم حزبی است مخفی که فقط بخاطر ریشه کن ساختن ادیان، اخلاق و دولتها به حساب یهود، تأسیس شده است. 

مطالب این مقاله از کتاب "اسرار الماسونیة" تألیف ژنرال جواد رفعت ایلخان می‏باشد. 

الف ـ تعریف حزب: 

ماسونیسم حزبی است مخفی که تا به حال کسی از مقرّرات و قوانین آن اطلاع نداشته و در هیچ کتابی راجع به آن مطلبی نوشته نشده است(3). 

عقائد رموز و اشارات ما به لغت مصری فرعونی است، که به وسیله بنی اسرائیل به ما ارث رسیده است(4). 

ب ـ هدف حزب: 

حزب ماسونی نباید به یک دولت، یا دو دولت اکتفا نماید بلکه تمام دولتهای جهان را باید تحت سیطره خود قرار دهد برای رسیدن به این هدف در ابتدا لازم است دین و علماء دین را که یگانه دشمن ما هستند نابود کنیم(5). 

برادران عزیز، علماء دین می‏خواهند بر امورات دنیوی ما نیز چیره شوند و این وظیفه ما است که تز آزادی مذهب را در اذهان مردم بگنجانیم و آنها را از دور علماء پراکنده کنیم. 

دین را که یگانه دشمن بشریّت است باید نابود کرد چون باعث جنگها، جدالها، کشتارها و همه کشمکشهای مردمی می‏باشد. 

برادران عزیز، تا می‏توانید قانون و مقرّراتی جعل کنید تا این که مجالی برای دستورات و قوانین دین و مذهب باقی نماند، زیرا حاکمیّت علمای دین را تا می‏توانیم از بین برده و کار دین و دینداران و مؤمنین را با خدا یکسره کنیم(6). 

حزب ماسونی، در چندین سال اخیر نقشهای مهمّی در سیاست اروپا داشته است(7). 

افراد این حزب نباید به هیچ دینی معتقد باشند(8). 

فرد ماسونی ممکن است (وطن‏پرست) باشد، ولی به شرط آن که پای بند به مقرّرات حزب ماسونی باشد. 

افراد این حزب می‏توانند کارمند دولت، وکیل مجلس و یا رئیس جمهور بشوند، به شرط آن که بدون مشورت با مجلس ماسونی کاری انجام ندهند و از هدف ماسونیسم نباید دور شوند(9). 

اگر فرد ماسونیسم، زمامدار مملکتی شد، بقیه افراد حزب را باید در کنار خود به مقامات عالیه برساند(10). 

ماسونیسم، حزبی است مخفی که هدفش نشر افکار و عقائد خود و چیره شدن بر جهان و جهانیان است و اگر گروهی افکار ما را قبول کنند سبب راحتی ما می‏گردند(11). 

ماسونیسم یگانه حزبی است که با ادیان، عقائد و مقدّسات دینی سخت مبارزه می‏کند(12). 

هدف ما این است که دولتها و ملّتها را بر پایه انکار خدا تأسیس کنیم(13). 

هدف ماسونیسم برپائی نظام جمهوری لامذهب بودن در جهان می‏باشد(14). 

آنها برای رسیدن به اهداف خود بایستی تشکیلات خانواده را به هم زنند و اصول اخلاقی جامعه را کاملاً بدون داشتن دین و اهمیّت دادن به ناموس و اخلاق حسنه تربیت کنند. البته این کار در مرحله اوّل مشکل به نظر می‏رسد ولی چون در میان آنها میل به شهوت و لاابالی گری فطری و طبیعی است از این رو شاید چندان هم مشکل نباشد. 

افراد حزب را با مقامهای بالا در حزب، فریب داده و آنها را به ناهمواریهای زندگی آشنا می‏سازند، تا از زیر بار حزب شانه خالی نکنند. 

یکی از اهداف بزرگ مهم آنها این است که تشکیل خانواده را جدّی نگرفته و اهمیتی به رفع مشکلات خانواده نمی‏دهند گرچه همه نقشه‏های آنها نقش برآب خواهد شد. 

طبیعت انسان میل به محرمات و شهوترانی است و این وظیفه ما است که درجه حرارت شهوت را در جامعه بالا ببریم، تا اینکه به تمام مقدّسات خود کافر گردند. 

تنها از این راه می‏توان افراد را برای ورود و جذب در حزب آماده کرد(15). 

انسان بایستی بر خداوند، خود چیره شده و علیه او اعلام جنگ کند. 

آسمانها را مانند ورق کاغذ، پاره پاره کند(16). 

الحاد و شرک به خداوند، یکی از مفاخر این حزب است. 

و شعارهای آنها این است که زنده باد مردان و زنان دلیری که به اصلاح دنیای خویش پرداختند و منتظر آخرت نشدند(17). 

به زودی باید مؤمنین، دینداران و متدیّنین را اعدام کرد و بدین وسیله بر عقائد باطله آنها پیروز شد(18). 

فراموش نکنید، ما از دشمنان حقیقی ادیان هستیم(19). 

یکی از ذخیره‏های پرارزش بشر این است که پای بند هیچ عقیده‏ای نباشد. آنچه مردم به آن عقیده دارند از ترشحات فکر و اندیشه‏های انسان است، مغز انسان است که حقیقت را می‏تراشد و بخورد دیگران می‏دهد و بر ما است که از این حقیقت منتهای استفاده را بکنیم. جمال و زیبائی و الحاد در همین است و این تنها هدف گمراهی و اساس بین ریشه الحاد است(20). 

هدف تنها این نیست که بر (متدینین) غالب شویم بلکه هدف ما نابود ساختن آنها است(21). 

نتیجه جنگی که بر علیه (دین) آغاز کرده‏ایم، جدائی دین از سیاست است(22). 

تمام قوانین سیاسی و اجتماعی را کنفرانسهای ماسونی وضع می‏کند(23). 

به زودی ماسونیسم جای ادیان را گرفته و (مساجد و معابد) آنها تبدیل به (محفلهای) ماسونی خواهد شد. 

وقتی (البرت بایک) فوت کرد و به جای او آقای (لمی) رئیس حزب انتخاب شد، عکس (مسیح) را بر سر در قصر (ماسونیسم) نصب کرده و در زیر آن عکس چنین نوشتند: پیش از آن که این مکان را ترک گوئید بر صورت این شیطان خائن آب دهان بیاندازید(24). 

زمینه برای انقلاب (مارکس) آماده است، فقط باید با (کارگران) هم صدا شده و اعلان انقلاب کنیم و حتما این انقلاب پیروز خواهد شد، زیرا ما (قوّه متفکّره) اجتماع هستیم و کارگران (قوّه مادی) اجتماع می‏باشند، وقتی این دو قوّه باهم جمع بشوند اضطراب و انقلاب بزرگی به وجود خواهد آمد(25). 

افراد حزب ماسونی اکثریّت دستگاه حاکمه فرانسه را تشکیل می‏دهند(26). 

آزادی پدران به اصطلاح (مقدس) مصالح ما را تهدید می‏کند(27). 

سالخوردگان را اهمیّت نداده و نسل جوان را دریابید، سعی کنید نوجوانان و جوانان را به مجالس خود جلب کنید، تا تعالیم حزب را در کودکی و جوانی بیاموزند(28). 

انطباعات دوران کودکی، هرگز فراموش نمی‏شود و باید افکار خود را در آن دوران به جوانان تزریق نمائیم و آنها را دور از دین و خدا و مقدّسات تربیت کنیم(29). 

کلیدواژه: فراماسونری، یهود، صهیونیزم، ماسون 

پاورقی ها: 
1 ـ دائرة المعارف بریتانیا (Encyclopaedia Britanica 1911 Masonism). 

2 ـ اصل الماسونیة، تألیف عوض الخوری، صفحه 35 (The origin of Masonism). 

3 ـ الخطب الاربع، محفل السلامة الماسونی. 

4 ـ همان مدرک. 

5 ـ کنفرانس شرق اعظم، سال1923 م. 

6 ـ نشریّه محفل ماسونی فرانسوی بزرگ، سال1922. 

7 ـ مجلة الشرق الکبیر. 

8 ـ مذاکرات کنفرانس ماسونی فرانسوی در سال1897. 

9 ـ البناء الماسونی، سال1889. 

10 ـ کنفرانس محافل ماسونی، سال1884. 

11 ـ کنفرانس مشرق اعظم فرانسوی، سال1923. 

12 ـ مجله آکاسیا، ایتالیا، سال1904. 

13 ـ کنفرانسی که به یادبود اعلامیه حقوق بشر در سال1889 تشکیل شد. 

14 ـ کنفرانس ماسونیسم جهانی، سال1900. 

15 ـ از سخنرانی ماسونی بزرگ آقای (بیکزتو) در سال1921. 

16 ـ از سخنرانی (لیفرج) در سال1965. 

17 ـ (انه بانزنت)، صفحه2 ، لندن سال1882. 

18 ـ محفل ماسونی بزرگ ، سال1922. 

19 ـ مظاهر کنفرانسی ماسونی، سال1911. 

20 ـ جین جیرس، سال1895. 

21 ـ مذاکرات کنفرانس ماسونی جهانی، سال1900. 

22 ـ مجله آکاسیا، سال1903. 

23 ـ نشریّه دانشگاه (نانسی) فرانسوی، سال1903. 

24 ـ مشرق ماسونی اعظم. 

25 ـ مجله آکاسیا، سال1903. 

26 ـ کودو، وزیر سابق فرانسوی، در کنفرانس1964. 

27 ـ نشریه مشرق اعظم، سال1903. 

28 ـ از تعالیم ماسونیسهای آزاد (Freemasonery). 

29 ـ از تعالیم (فیلنی) ماسونی.

 

 


 
 
فراماسونری در ایران
نویسنده : رضا صداقت ننه کران - ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/۳۱
 

فراماسونری،یک تشکیلات مخفی است که در سطحی جهانی‏ و با عمق و دامنه بسیار وسیعی در بسیاری مسائل سیاسی و اقتصادی‏ و فرهنگی دخالت و اعمال نظر می‏نماید و در بسیاری از رویدادهای‏ عمده تاریخ نقش مؤثری داشته و دارد.فراماسونها معمولا اعضاء خود را از بین افراد سرشناس و ذی‏نفوذ جوامع انتخاب کرده و با تمهیدات و تدابیر خاصی آنان را واردجرگه خود می‏نمایند و با استفاده از انواع وسایل از تطمیع و تهدید گرفته تا محاصره ذهنی و انجام مراسم خاص،از افراد معمولی،اشخاصی سرسپرده و مطیع به وجود می‏آورند که از هر گونه منطق و استدلال شخصی و مستقل تهی شده و همه روابط عاطفی و اخلاقی و خانوادگی را نفی نموده و تنها در اختیار کامل این سازمان قرار گیرند و با اطاعت محض،در جهت منافع آنان گام بردارند.طبیعی است که‏ در چنین تشکیلات مخفی ، حفظ اسرار از اهم وظائف است و به کار بردن رموز و اشارات و نشانه‏ها و علامات از وسائل ضروری می‏باشد.

فراماسونری در ایران

 


فراماسونها،جلسات خود را در محلی که معمولا ساختمان‏ مخصوصی هم دارد و«لژ»نامیده می‏شود تشکیل داده و مقید به اجراء آداب و مراسم ویژه خویشند.آنها درجات و مراتب متعددی دارند که‏ برای عبور از هر کدام و صعود به درجه بالاتر باید آموزشهای لازم را دیده و مراتب اعتماد و سرسپردگی را به طور کامل ثابت کرده باشند. اینان در مراسم خویش از وسایل و ابزاری استفاده می‏کنند(مثل گونیا و چکش و پرگار و پیش‏بند و غیره)که برای آنها قائل به رموز و مفاهیم‏ و معانی ویژه‏ای هستند و به هر حال همه این آداب و رسوم،برای رشد روحیه اطاعت و ایمان قلبی به این تشکیلات است. هر لژ فراماسونری یک رئیس کل به نام استاد اعظم دارد که همه‏ اعضاء باید مطیع او بوده و از صمیم قلب استادی و ریاست او را پذیرفته‏ باشند.

 

سه مرکز اصلی فراماسونی(در پاریس،لندن و آمریکا) فرماندهی اصلی همه لژهای تابعه را در کشورها و شهرهای جهان به‏ عهده دارند که در عین حال نقش سازماندهی و هماهنگی را نیز ایفا می‏کنند.فراماسونها با تشکیلات مفصل و منظم و پیچیده و حفاظت‏ شده و با سابقه طولانی که طی قرون و به ویژه از اوائل قرن هیجدهم، دایر کرده‏اند در بسیاری از حوادث تاریخ نقش داشته‏اند:جرج‏ واشنگتن اولین رئیس جمهور آمریکا و بسیاری از رؤسای جمهور دیگر آن کشور تا امروز،ادوارد هفتم پادشاه انگلیس و بسیاری از گردانندگان انقلاب کبیر فرانسه از قبیل منتسکیو و روبسپیر و مارا و دانتون و...و قبل از آنها علماء و هنرمندان در فرانسه مثل مولیر و اصحاب دایرةالمعارف و...و بسیار افراد سرشناس دیگر از اعضاء مشهور فراماسونی هستند.


در ایران نیز افراد مؤثری قبل و بعد از انقلاب مشروطیت‏ فراماسون‏اند:میرزاآقاخان نوری(عامل قتل امیرکبیر و جانشین‏ وی)محمدحسین فروغی و پسرش محمدعلی فروغی،میرزاملکم‏خان‏ و پدرش میرزا یعقوب،حاج سید نصراللّه تقوی،تقی‏زاده،ادیب الممالک، بسیاری از شاهزادگان قاجار،تعداد زیادی از وکلای مشروطه و زعمای‏ دولت،افراد بیشماری از نویسندگان و مشاهیر صدر مشروطیت و بعد از آن،همگی فراماسون بودند تا برسد به حسین علاء و شریف‏امامی و آل و تبار اینان که کم و بیش هر کس که با کتاب و مطالعه و تاریخ‏ سر و کار دارد تا حدودی با کار و حال اینان آشنایی دارد. از آنجا که قصد ما،توضیح و تشریح فراماسونری نیست و به‏ دلیل آنکه منابع و مآخذ فراوانی برای مطالعه در این زمینه وجود دارد، به همین مقدار بسنده کرده و در زیر تعدادی از مدارک قابل مراجعه‏ برای تحقیق درباره فراماسونها را ارائه کرده و به اصل مسأله مورد نظر خود می‏پردازیم؛با این توجه که مآخذ زیر،درجه اعتبار و ارزش‏ یکسانی ندارند و حتی تعدادی از آنها نوشته خود فراماسونهاست:
1-فراموشخانه و فراماسونری در ایران؛نوشته‏ اسماعیل رائین؛سه جلد.
2-سازمان جهانی فراماسونری؛ولی اللّه یوسفیه.
3-سیاستگران دوره قاجار؛خان ملک ساسانی.
4-تاریخ روابط ایران و انگلیس؛محمود محمود.
5-قصیده ماسونیه؛ادیب الممالک فراهانی.
6-غرش طوفان و ژوزف بالسامو؛دو داستان بلند از الکساندر دوما.
7-جنگ و صلح؛لئوی تولستوی.
8-نیمه راه بهشت؛سعید نفیسی.
9-تاریخ جمعیتهای سری و جنبشهای تخریبی؛محمد عبداللّه عنان؛ترجمه علی هاشمی حائری.
10-از ماست که برماست؛هما ناطق.
11-فراماسونری در ایران؛محمود کتیرایی.
12-فراماسون در انقلاب فرانسه؛نجفقلی معزی‏
13-دایرةالمعارف فارسی؛به سرپرستی غلامحسین‏ مصاحب.
14-دایرة المعارف‏های خارجی مثل لاروس و بریتانیکا و آمریکانا و غیره...
15-و...

اما آنچه که از همه اینها مهمتر و شایان توجه بیشتر است یافتن‏جواب برای این سئوال است که:«فراماسونری در خدمت کدام کشور و حکومت و آلت فعل کدام نیروی استعماری است؟».
عموما این تشکیلات مرموز را آلت دست امپریالیسم انگلیس‏ می‏دانستند و می‏دانند و گاه وسیله استثماری و استعماری فرانسه و لابد آمریکا نیز؛اما به دلائل و مدارک زیر؛فراماسونری قطعا از اذناب و وابستگان صهیونیسم بین‏الملل و در جهت منافع و مطامع آن است.البته‏ این ادعا برای اولین بار نیست اما به هر حال توجه به این نکته‏ می‏تواند راهگشای بسیاری از نقاط مبهم حرکات و رفتار این سازمان‏ خطرناک در قرون اخیر تاریخ بشر باشد.تذکر این نکته هم به عنوان‏ اعتذار از حوصله خواننده محترم لازم است که به دلیل اهمیت موضوع‏ سعی می‏شود همه مواردی که تا کنون به دست آمده آورده شود تا معلوم‏ گردد که فجایعی که صهیونیستها با نام فراماسونی انجام داده‏اند تا چه‏ اندازه و به چه عمق و ریشه‏داری است.
1-«در ضیافتی از فراماسونها در فرانسه در سال 1873 یک‏ فراماسون یهودی به نام دلزاس نطقی ایراد کرد و در آن از هم مسلکان‏ ایرانی خویش برای جامعه یهودیان ایران،مساعدت و همکاری و همراهی تقاضا نمود»این تقاضای یهودیان را از فراماسونهای ایران‏ بدان جهت نقل کردیم که نشانه همبستگی دائمی و لاینفک صهیونیسم‏و فراماسونیسم است...به روی بسیاری از دیپلمهای فراماسونی،...کلمه«یهوه خدای جهودان»با زبان و خط و عبری نقش شده که این‏ خود نمودار دیگری از بستگی یهودیان با فراماسونری می‏باشد.در ایران بستگی فراماسونیسم با صهیونیسم از بدو فعالیت این سازمان‏ زیرزمینی وجود داشته و هم اکنون نیز دارد.کارگردانان فراماسونیسم،از یهودیان ایران و یا نودیانی که حسب‏الظاهر دین آباء و اجدادی خود را رها کرده‏اند،تشکیل می‏گردد و هم‏اکنون نیز در لژهای وابسته به‏ فرانسه و انگلیس در ایران یهودیان مهاجر به ایران و یهودیان ایرانی‏ عضویت دارند».
2-«برخی از دیگر از ماسونها...معتقدند که سنگ اول بنای‏ «فرقه ماسونی»در زمانی نهاده شد که سلیمان نبی به بنای معبد معروف‏ خود موسوم به«هیکل سلیمان»اقدام نمود».که هیکل سلیمان و پادشاهی و نبوت حضرت سلیمان از مقدسات و نقاط حساس‏اعتقادات یهودیان است.
3-«در بین دانشمندان و نویسندگانی که موفق به دریافت جایزه‏ معروف«نوبل»شده‏اند،شماره کسانی که عضو فراماسونی هستند به‏ قدری زیاد است که این فکر به وجود آمده است که تا نویسنده و دانشمندی عضو فراماسونی نباشد موفق به دریافت جایزه نوبل‏ نخواهد شد».این مطلب را مقایسه کنید با آمار زیر که چندین سال قبل‏ تهیه شده است:
«مسیحیان با 1150 میلیون نفر جمعیت 209 جایزه نوبل‏ گرفته‏اند یعنی هر 5 میلیون مسیحی یک جایزه؛
کشورهای کمونیست و مذاهب چینی با 800 میلیون نفرجمعیت 8 جایزه نوبل گرفته‏اند یعنی هر 100 میلیون نفر یک جایزه؛
مسلمانان با 600 میلیون نفر جمعیت 1 جایزه نوبل گرفته‏اند یعنی هر 600 میلیون نفر یک جایزه؛
هندوها با 500 میلیون نفر جمعیت 2 جایزه نوبل گرفته‏اند یعنی‏ هر 250 میلیون نفر یک جایزه؛
یهودیان با 15 میلیون نفر جمعیت 43 جایزه نوبل گرفته‏اند یعنی هر یک میلیون یهودی 3 جایزه!»
یعنی در حالی که در سطور قبل،شرط دریافت جایزه نوبل، فراماسون بودن ذکر شده بود؛با این آمار گویی یهودی بودن مهمترین‏ شرط بردن جایزه نوبل است.از جمع این دو باید نتیجه گرفت که این‏ جایزه،مخصوص یهودیان فراماسون و یا فراماسونهای یهودی است!
4-«هیتلر و سربازان نازی همانطوری که با یهودیان دشمنی وکینه داشتند،با هر گونه افکار«انترناسیولیستی»اعم از کمونیسم یا فراماسونری مخالف بودند.مخالف نازیها با فراماسونها بیشتر از کمونیستها بود چون«این سازمان را آلت دست یهودیها می‏دانستند. هیتلریها،کلیه سازمانهای فراماسونی را در آلمان برچیدند و اعضاء آنها را یا اعدام کردند و یا به زندانهای طویل المدت انداختند.در دوران جنگ دوم جهانی هر جا قشون هیتلری وارد می‏شد،محو ماسونها را فراموش نمی‏کرد و محافل آنها را تعطیل می‏نمود ولی بعد از شکست‏ آلمان و پایان جنگ دوم جهانی،فراماسونی فرانسه بار دیگر زنده‏ شد».
5-«گرچه افکار فراماسونری نوین بر پایه و اساس‏ انترناسیونالیسم بنا نهاده شده و انترناسیونالیسم دشمن ناسیونالیسم و سنت و ترادیسیون است؛با اینحال«ماسون»ها چون از ارزش‏ ترادیسیون و سنت‏ها در جامعه به خوبی اطلاع دارند لذا ساختن«معبد سلیمان»و افسانه‏های یهودی و کلیمی را بر پایه و اساس تئوری و اندیشه‏های مسلک خود قرار داده‏اند».
یعنی از یک سو تخریب سنت و آداب و رسوم هر جامعه به اسم‏ انترناسیونالیسم و از سوی دیگر تبلیغ و ترویج سنتها و رسوم یهودی‏ در آن جامعه.
6-«فراماسونهای انگلیسی،رنگ آبی را برای نشانها و حمایل‏ و علائم خود انتخاب کردند و به همین جهت تشکیلات آنها «فراماسونی آبی»نامیده می‏شود». رنگ آبی برای یهودیان‏ صهیونیست هم مقدس است چنانکه پرچم اسرائیل بر روی زمینه‏ سفید،یک ستاره داود و دو نوار به رنگ آبی دارد.
7-بر بالای محل جلوس استاد اعظم در داخل تالار لژ«مثلث‏ مقدس»نقش شده که از پشت به وسیله برق روشن می‏شود و در وسط آن چند حرف عبری و یهودی نوشته شده است».
8-«به عقیده فراماسونری کنونی،کوروش که باعث آزادی‏ یهودیان از اسارات بابلیها شد و معبد بزرگ را در اورشلیم ساخته است‏ طبق تعلیمات درجات عالیه فراماسونی«ماسون اول»یعنی جزء سازندگان و بانیان معبد به شمار می‏رود.زیرا معبدی که او ساخته‏ مطابق همان اسلوبی است که حضرت سلیمان بنا کرده است و به این‏ جهت ماسونها او را هم«بنا»یا به اصطلاح امروزی«ماسون» می‏دانند».
9-«به طوریکه قبلا گفته شد،فراماسونری خود را یک سازمان‏جهانی می‏داند و اساس فعالیت خود را بر پایه تشکیل«حکومت‏ جهانی»و نوعی«حکومت انترناسیونالیستی»که کمونیستها نیز بدان‏ اعتقاد دارند،قرار داده است».
باید توجه داشت که در واقع این یهود است که با احساس‏ برتری نژادی و قومی و با کوشش در جایگیری و تسلط بر منطقه‏ فلسطین-که مرکز ادیان الهی،منطقه استراتژیکی و محل اتصال سه‏ قاره،و مرکز عمده منابع نفت جهان است-خیال تأسیس حکومت‏ جهانی دارد و الهام بخش فراماسونری و کمونیسم است.
10-«در سال 1723،دکتر اندرسن با کمک«تئوفیل دزاگولیه» قانون اساسی فراماسونری را نوشت و منتشر کرد...این قانون‏ هم اکنون به بیش از 73 زبان متداول در جهان ترجمه شده و در دسترس اعضاء لژهاست...در مقدمه آن می‏نویسد:...قواعد مخصوصی‏ که برای اعمال این هنر(بنایی)و توسعه آن به کار می‏رود زائیده علم‏
هندسه است.این علم از آدم ابوالبشر به پسرانش مخصوصا به«قابیل» و«شیث»رسید.شیث پسر سوم آدم(پس از قابیل و هابیل)شهر «خنوخ»را به اسم پسرش بنا کرد.ظاهرا هابیل فرصت تکمیل‏ معلومات را نیافت و سوابق ،(بنایی)وی درخشان نبود!در صورتیکه‏ قابیل یک شهر ساخت و بنا(ماسون)عالیمقداری بود.سپس پیامبران‏
و ملت اسرائیل و شاه آنان سلیمان نبی،معماری(ماسونی)را توسعه‏ دادند.»
غیر از آمیختگی کامل این بینش فراماسونری با تاریخ‏ بنی‏اسرائیل،ضمنا جالب است که اینان«قابیل»را معماری بزرگ و عالیمقدار می‏دانند در حالیکه می‏دانیم او به طمع و حسد،برادر خود هابیل را به ناحق کشت و جنگ قبیله هابیلیان با قابیلیان و خونخواهی‏ و ثار مداوم تاریخ،هم از آن زمان و از آن واقعه شروع شد و تداوم یافت، و تا آخر الزمان نیز ادامه خواهد داشت.
11-«فراماسونهای جهان نه تنها در جنگهای داخلی،انقلابات‏ و تغییر رژیمهای ممالک شرکت داشته‏اند بلکه در جنگهای بین‏المللی‏ نیز مؤثر بودند.در جنگ بین‏الملل اول که با شکست آلمان‏ تمام شد،فراماسونها و یهودیان آلمان از انگلستان،فرانسه و متحدین آنها جانبداری می‏کردند،نقش اساسی داشتند.یهودیها که در مجامع فراماسونی دنیا نقش مهمی دارند،حتی علامت شش گوشه خود را(ستاره داود)جزو علائم ماسونی کرده و از وجود کلیمیان آواره جهان‏ برای توسعه فعالیت ماسونی استفاده کرده و می‏کنند».
12-«تصویر سنگ قبر تروسکانیان،فراماسونر ارمنی در قبرستان ارامنه جلفای اصفهان،که بر روی آن علامت فراماسونری‏ نقش شده است».و این علامت فراماسونری یک ستاره شش پر داود است محصور در یک دایره و در درون آن گونیا و مثلث و...
13-«یکی از برجسته‏ترین اعضای لژ روشنایی در ایران، هم اکنون(یعنی به هنگام تألیف کتاب)بر دوازده لژ دیگر وابسته به‏ سازمانهای جهانی گراند لژ اسکاتلند در ایران ریاست دارد.او که دو سال قبل به سمت ناظر اعظم لژهای اعظم انگلیس در ایران انتخاب‏ شده«کریستوفر اسحق‏فری»نام دارد و تبعه انگلیس است.این‏انگلیسی یهودی الاصل که مدعی پیروی از مذهب مسیح است از چهل‏ سال قبل تا کنون در ایران بسر می‏برد.از سوابق او در انگلیس هیچ‏ اطلاعی در دست نداریم ولی از دوران اولیه خدمتش در شرکت نفت‏ سابق گزارشهای تأسف‏آوری موجود است...فعالیت او در لژهای‏ انگلیسی بدان پایه و مقام رسیده که استاد اعظم لژ اسکاتلند به این‏ یهودی انگلیسی مقام Junior Grand Warden را داده است...
این یهودی انگلیسی که در سازمان فراماسونری به مقام«ناظر اعظم» لژ«ناحیه ایران»رسیده است،بالاترین مقام را در سازمان ماسونی‏ ایران دارد.او بر پانصد نفر از فراماسونهای انگلیس،تبعه ایران‏ حکومت می‏کند و این گروه ناچارند دست او را ببوسند و فرامین او را بدون درنگ و بی‏چون و چرا اطاعت و اجرا کنند».
14-در برنامه لژ تهران(شماره 1541)تابع قانون اساسی‏ اسکاتلند،در بند 6«سرودی از داود»قرائت می‏شود و در بندهای 8 و 9 و 10 سه مزمور از مزامیر کتاب مقدس(تورات)خوانده می‏شود در بند 18،مزمور 72 از تورات به شرح زیر قرائت می‏گردد. «مبارک باد یهوه خدا که خدای اسرائیل است،که او فقط کارهای عجیب می‏کند؛...»
و در بند 25،سفر اعداد به شرح زیر خوانده می‏شود:
«یهوه ترا برکت دهد و ترا محافظت نماید؛یهوه روی خود را بر تو تابان سازد و بر تو رحمت کند؛یهوه روی خود را بر تو برافروزد و ترا سلامتی بخشد؛و نام مرا اسرائیل بگذارند و من ایشان را برکت‏ خواهم داد.»
و در بند 38 مزمور 100 از تورات آمده است که«...بدانید که‏ یهوه خداست؛او را آفرید.ما قوم او هستیم و گوسفندان مرتع او».
15-در یک«تابلو نقاشی که از طرف فراماسونری آمریکا کشیده شده و نمودار مذاهب و فرقه‏هایی است که از چشمه‏ فراماسونری برخوردار شده‏اند».در مرکز ثقل تابلو و درست در وسط آن یک شمعدان هفت شاخه سمبل دین یهود نقش شده است.
16-«خطرناکترین جمعیتهای زیرزمینی که به منظور درهم‏ ریختن ارکان اسلام و خدمت به اهداف یهود تشکیل شده،همان‏ تشکیلات ماسونی است»،...«جمعیت«روتاری»،از مؤسسات صهیونی‏ است،چرا که یهودیان برای پیشبرد هدفهای خود،تنها به جمعیتهای‏ فراماسونی اکتفا نکرده بلکه مؤسسات بسیار دیگری را هم به خدمت‏
انجام هدفهای خود گرفتند که از جمله باشگاه«روتاری»را می‏توان نام‏ برد»...«جمعیتهای ماسونی را هدف معینی جز خدمت به صهیونیسم‏ جهانی و تأمین و تسلط آنان بر جهان نیست.محفل ماسونی بریتانیا اهداف خود را در امور ذیل مشخص گردانید:
1-حفاظت کامل از یهود 2-جنگ با ادیان 3-پراکندن روح‏ الحاد و فکر اباحیت بین ملتها(منظور از اباحیت،آزادی جنسی است‏ بین هر زن و هر مرد)».
...«رهبران فراماسونری معتقدند که اسرائیل تنها دولتی است‏ که به ایده‏های ماسونی در تجدید هیکل سلیمان مجددا تحقق خواهد بخشید...اینان در نظر دارند که عظیم‏ترین محفلها را در قدس یعنی در جوار معبد سلیمان به وجود آورند تا کعبه آمال فراماسونها باشد» ....
«در سال 1861 میلادی در«نشریه یهود»منتشره در لندن چنین‏ آمده است:اساس کار مجامع ماسونی اروپا بر اساس معتقدات اساسی‏ یهود استوار است.اکثر مثلثها و رموز و زبان اعضاء این محافل به عینه‏ متخذ از نظامات یهود است و هدفهایی که ماسونیت و مسیر ملت یهود را روشن می‏دارد»...«در دایرةالمعارف فراماسونی که در سال 1906 در فیلادلفیا انتشار یافته چنین آمده:لازم است هر محفلی،رمزی از یکی از معابد یهود باشد و در حقیقت نیز چنین است و نیز هر رهبری‏ از رهبران ماسونی،خود نمودار و نماینده پادشاهی از پادشاهان یهود
است و باز هر فرد ماسونی باید مثل اعلای یک کارگزار یهودی باشد».
17-«هدف ماسونیسم:با تشکیل این حزب سعی می‏شود سایر ادیان،اخلاق دولتها و ملتها را از جانب یهود ریشه‏کن سازند...ایده‏ اعضاء بر حسب نوشته‏های کتاب«الخطب الاربع»چنین است:عقاید و رموز و اشارات ما به لغت مصری فرعونی است که به وسیله‏ بنی‏اسرائیل به ما ارث رسیده است...هدف حزب:حزب ماسونی نباید قانع به یک یا دو یا سه دولت باشد؛بلکه سلطه‏اش باید جهان را در بر گیرد و برای نیل به این هدف،اولین مرحله،نابودی ادیان و علماء روحانی است که از بزرگترین و خطرناکترین دشمنان ما محسوب‏ می‏شوند...باید بزرگترین دشمن بشریت را که«دین»نام دارد محو و نابود سازیم».افراد حزب ماسونی نباید معتقد به هیچ دینی باشد مگر در صورت ظاهر آن هم برای فریب مردم».
18-«شکی ندارد که«کابالای یهود»(یکی از تشکیلات قدیمی‏ و سری یهود)طریقه و راه دیگری برای نقل آن به شمار می‏رود:اینست‏ آنچه را که بعضی از نویسندگان«بنایان آزاد»(فراماسون)خودشان‏ مقرر می‏دارند؛چه آداب فرقه خود را از یک طرف اسناد به مصر و یونان‏ و کلده داده و از طرف دیگر به اسرائیلیان منصوب می‏دارند و نظامات‏ آن را به مصدر ثانی،یعنی اسرائیلیان،نسبت داده و اصول آن را،از بعد از آدم و نوح و ابراهیم،به موسی و داود و سلیمان برمی‏گردانند و رجوع‏ می‏دهند...این انتساب عینا همان چیزی است که یهود،درباره«کابالا» مقرر می‏دارند»....
«در سال 1813 جماعات بنای آزاد انگلستان مجددا آن را(درجه بارگاه شهریاری؛نخستین مرتبه از مراتب علیارا) اعاده‏نمودند.این درجه نیز به اصل یهودی رجوع می‏شود یعنی مرجع یهودی‏ دارد و عبارت از تمجید از اسرائیل و جاوید نگاه داشتن و یادبود معبد ثانی است»...«چه بسیار شده که بنایان آزاد از وجهه سیاسی با هم‏ اختلاف پیدا کردند و لکن بنای آزاد در تمام اعصار این مبدأ و اصل را که عبارتست از مبارزه با هر گونه خرافه دینی و هر گونه«تعصب» مذهبی،وجهه همت خود قرار دادند.خلاصه آنکه«گرانداوریان»(لژ شرق بزرگ فرانسه)بنا به آنچه که دشمنان بنایان آزاد می‏گویند هیئتی‏ است مخرب و قصد و مقصودش محو تمام مبادی دینی و اخلاقی‏ می‏باشد و لکن بعضی از محققین این تمایل و انگیزه انقلابی و تخریبی‏ را به نفس و بنای آزاد منسوب نمی‏دانند بلکه منسوب به«نیروی‏ خفیه‏ای» می‏دانند که از پشت پرده عمل می‏کند و از اینرو «گرانداوریان»پرده‏ای بیش به شمار نمی‏رود و پرچمی است که اعضاء آن زیر سایه آن قرار می‏گیرند و عمل برای مقاصدی می‏نمایند که خود نمی‏دانند چیست...آیا این نیروی خفیه که بنای آزاد را رهبری‏ می‏نماید و خود به چشم نمی‏آید چیست و کدامست؟بعضی‏ها به این‏ سئوال چنین پاسخ می‏دهند که:نیروی یهودی است و کارگردانان‏ گرانداوریان اکثرشان یهودی هستند».(26)
19-در اغلب آرمها و علائم فراماسونری و مهرها و نشانه‏ها و بر یراقها و پیش‏بندهایشان نقش برگ زیتون تصویر شدهاست.برگ‏ زیتون از علائم مشخص و قطعی صهیونیستها و یهودیهاست.مثلا آرم‏ رسمی دولت اسرائیل،شمعدان هفت‏شاخه‏ای است که در دو طرفش‏ دو شاخه زیتون نقش شده است.همچنین بر روی بعضی سکه‏ها و مدالهای اسرائیلی،برگ زیتون نقش گردیده است.
20-مدرسه سپهسالار سابق و ساختمان مجلس شورای ملی‏ سابق متعلق به یکی از افراد خاندان قاجار بوده است به نام میرزا حسین‏خان سپهسالار.مؤلف کتاب«تاریخ بیداری ایران»درباره او می‏نویسد: «در زمان ریاست خود،میرزاملکم خان را به ایران عودت داده،مجلس‏ فراموشخانه(فراماسونری)ترتیب داد...» این عنصر خائن و غربزده‏ خانه خود را به عنوان«مجلس شورای ملی»در اختیار مشروطه خواهان‏ قرار داد که هنوز هم در میدان بهارستان تهران به همان صورت باقی‏ است.وقتی وارد ساختمان مرکزی می‏شویم،در سرسرای ورودی به‏
ساختمان،بر سقف،گچ بریها و مجسمه‏هایی تعبیه شده است که عموما مفاهیم فراماسونی-یهودی دارد اما از همه مشخصتر،در دو طرف‏ پلکانی که به طرف طبقه دوم می‏رود،بر سقف تالار دو ستاره شش پر داود گچ‏بری و آیینه‏کاری شده است که کاملا واضح و مشخص است‏ و گویای ارتباط کامل فراماسونری و صهیونیسم است(از این قبیل‏ نشانه‏ها در این ساختمان فراوان است).
21-جزو اسناد و مدارکی که از خانه شریف امامی،استاد اعظم‏ لژ فراماسونری در تهران،همراه با نام 1800 نفر از فراماسونهای‏ ایران به دست آمد،یک قاب خاتم‏کاری بود که نقش ستاره داود بر آن بود.
22-«سیامک برزند، فراماسونر،در دادگاه انقلاب اسلامی‏ گفت:«من دارای مقام«درجه 33»هستم و تا مرحله بازرسی کل این‏ جمعیت ارتقاء درجه یافته‏ام...»وی افزود:«شریف امامی رئیس لژ آبی‏ واقع در خانه شماره 110 در خیابان بهارستان بوده است...اعضای‏ فراماسونری نسبت به عموم مردم،از بهترین آدمها هستند!...
کشورهایی که در کنگره فراماسونری اسرائیل شرکت کرده بودند به‏ این شرح است : امریکا،فرانسه،آلمان،ایتالیا،هلند،بلژیک،کلمبیا، اکوادور،فنلاند،ژاپن،اندونزی و چند کشور دیگر...شاه مخلوع در
دستگاه فراماسونری هیچکاره بوده است...!
«سیامک برزند،بر اساس کیفر خواست صادره از سوی‏ دادسرای انقلاب اسلامی مرکز متهم است به:سوء استفاده‏های کلان‏ مالی،همکاری با رژیم سابق و جاسوسی و به نفع صهیونیسم.او در سال‏ 1967 به مقام«استاد ارجمند»و«ریاست لژ»که یکی از بالاترین‏ پستهای سازمانی این جمعیت است،ارتقاء یافته بود».
آنچه از نظر خواننده ارجمند گذشت نمایشگر این‏ واقعیت صریح و روشن است که تشکیلات مخفی و بسیار گسترده و جهانی فراماسونری که در حیات ملتها نقشی بسیار عظیم و خطرناک‏ بازی می‏کند،آلت دست«صهیونیسم جهانی»است و به خاطر اهداف‏ و اغراض این دشمن شماره یک بشریت،به انواع و اقسام توطئه‏ها و دسیسه‏ها دست زده و راه را برای تسلط آن شیطان بر ملل عالم هموار می‏کند.

 

منبع :

شمس الدین رحمانی _جنایت جهانی